معنا

۱۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

نقش حکومت های اسلامی در برپایی حکومت عدل جهانی موعود

حکومت های اسلامی - مرتضی مهرورز

عرض سلام و ادب خدمت شما دوستان مکرم، مبعث رسول مهربانی، پیامبر اعظم صل الله علیه و اله بر شما فرخنده باد.

در این مجال، تصمیم گرفتم مطلبی را که در مرداد 90 تدوین نمودم، در وب نوشت خود بازنشر کنم.
در این مطلب سعی کردم به صورت عقلایی و تاریخی مسئله تشکیل حکومت عدل جهانی را بررسی نمایم، که خدمت شما بزرگواران ارائه می دهم.

ادامه مطلب...
۲۹ خرداد ۹۱ ، ۱۲:۵۵ ۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

شکسته بال


در بـی آشیـانـگی دنیــایـم، از فرطـ پـرزدن، شکستــه بـالــم!
۲۶ خرداد ۹۱ ، ۲۰:۰۸ ۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

اعتکاف دانشجویی شهرستان رشت، که غیر دانشجویی برگزار شد!

بسم ا... النور

اعتکاف

در این روز ها شاهد آن بودم که دوستانمان گفتند از اعتکاف دانشجویی و از افرادی که مانع تراشی کردند برای برگزاری این اعتکاف در مصلی بزرگ شهرستان رشت.
بنده نیز برآن شدم تا قدری بگویم، از برنامه ریزی های صورت گرفته برای برگزاری اعتکاف دانشجویی سال 1391 که غیر دانشجویی برگزار شد!

امسال ما در مواجهه با مسئولین امر در شهرستان رشت و سازمان بسیج دانشجویی استان گیلان ناباورانه شاهد این بودیم که از منظرشان چنین برنامه ای از اهمیت خاصی برخوردار نیست و می شود گفت; صرفا برای رفع مسئولیت و حفظ ظاهر و شاید حفظ سمت، همکاری هایی را با کسانی که خالصانه دغدغه و هدف دارند انجام می دهند که بعد نگویند، تنهای تنها گذاشتنمان!

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب...
۲۱ خرداد ۹۱ ، ۱۹:۴۲ ۲۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

شاکرانه می پرستمت

خــدایــا!

شاکـرانه می پرستمت!

نه از روی تـرس، که ز بـردگان باشم!

و نه از روی طلـب، که ز بازرگـانـان باشم!

شـاکرانه می پرستمـت، تا ز آزادگـــان باشم.


« شَاکِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ »
او شکرگزار نعمت های پروردگار بود، خدا او را برگزید، و به راه راست هدایتش کرد.
النحل 121

شاکرانه


امام علی علیه السلام :

گروهی خدا را به امید بخشش پرستش کردند که این پرستش بازرگانان است. و گروهی او را از روی ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است و گروهی خدا را از روی سپاسگذاری پرستیدند و این پرستش آزادگان است.
« حکمت 237 »
۱۹ خرداد ۹۱ ، ۲۲:۲۷ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

رسیدن یا نرسیدن

ای آن کـه می بینـی مــرا!

رسیــدن یــا نرسیــدن برایـم یک معنــا دارد

و آن حاصـل تـوکــل به اوسـت...

که غیر از این خارج از عبـودیـتست و خارج از سعـادت.


رسیدن یا نرسیدن

پی نوشت :

در نگاهـم وصـال، کمـال است.
همین...

و اگـر غیـر از ایـن باشـد، کمــال را به وصــال نمی فروشــم!
هــرگــز!
۱۹ خرداد ۹۱ ، ۲۱:۲۰ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

منتظر رجعت

منتظر رجعت

جمعه جمعه
می گـذرد
و تنـها به انـدازه ی یـک دعــا،
آن هـم از سـر عــادت!
بـه تــو نـزدیــک می شویـم...

حال اینکـه، تــو جمعه به جمعه منتظـری،
منتظـر رجعـت...!
نه رجعـت خـود از پس غیبت، بلکه رجعـت مــا از سیئات.

و ما گناه به گناه ز تو دور می شویم...
آن هـم از سـر عــادت!



امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف : فاصله شیعیان از ما به اندازه گناهانشان است.


 «  گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست             گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیانست  »

۱۹ خرداد ۹۱ ، ۱۴:۱۵ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

دلتنگ و معتکف

با خود چه کرده ام که این گونه دلتنگت می شوم؟

که واژه واژه ها به زانو در آورم زوصف این ملالت.


معتکف



معتکف نوشت :

الهی...

این بار، بی صدای بی صدا معتکف می شوم به درگاه بی کرانت.

و می دانم، بی صدای بی صدا گذر خواهی کرد زخطایم، با بخشش جاودانت.

و بر این امیدم، که دگر دور نسازد اعمالم مرا زتو...

۱۴ خرداد ۹۱ ، ۱۸:۳۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

حقارت قلمم

جمکران


حقارت قلمم در نگاشتن برای تو چه افروخته هویدا می شود!

و بند بند واژه هایم در وصف تو چه عاجزانه منفک می شوند!

مولای مهربانی!

ساده و بی پیرایه گویمت ;

«««  مرا دریاب  »»»

۱۲ خرداد ۹۱ ، ۱۷:۵۲ ۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

آرامش قبل طوفان

 



چقدر سوت و کور شده وصـف حالـم!


چه بی موج و بی تلاطـم شده این دل دریـــا!


پی نوشت : نکند، این آرامش قبل طوفـان است؟
۱۰ خرداد ۹۱ ، ۲۳:۳۴ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

خسته


روحم و خسته ی جسم
جسمم و خسته ی روح


خسته


پی نوشت : خدا اون روز رو نیاره که روح باشیم و خسته ی جسم!، چرا که در این صورت، نه روح کارایی خودش رو داره و نه جسمی که بر اثر فعالیت زیاد دچار خستگی شده.
باید جسم باشیم و خسته ی روحی که پرتکاپو و پرتلاش هست!، در این صورت جسم همواره در حرکت هست و فرمانبر روح.

پس نوشت : همون طوری که عرض کردم، باید جسم باشیم و خسته ی روحی که متعالی هست و پرتلاش، در این صورت در واقع جسم در مقابل روح کم توان شده و تحت فرمان روح متعالی قرار می گیره و خستگی جسم هم یک مسئله طبیعی خواهد بود، اما این خستگی با اراده ای که روح از اون برخوردار هست به سکون منجرب نمیشه.
در مقابل اگر روح باشیم و خسته ی جسم، خب بلعکس هستش، روح خسته شده و ساکن، در نتیجه این سکون باعث کم تحرکی جسم هم میشه.
۰۹ خرداد ۹۱ ، ۲۱:۵۶ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف