معنا

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جسم» ثبت شده است

خسته


روحم و خسته ی جسم
جسمم و خسته ی روح


خسته


پی نوشت : خدا اون روز رو نیاره که روح باشیم و خسته ی جسم!، چرا که در این صورت، نه روح کارایی خودش رو داره و نه جسمی که بر اثر فعالیت زیاد دچار خستگی شده.
باید جسم باشیم و خسته ی روحی که پرتکاپو و پرتلاش هست!، در این صورت جسم همواره در حرکت هست و فرمانبر روح.

پس نوشت : همون طوری که عرض کردم، باید جسم باشیم و خسته ی روحی که متعالی هست و پرتلاش، در این صورت در واقع جسم در مقابل روح کم توان شده و تحت فرمان روح متعالی قرار می گیره و خستگی جسم هم یک مسئله طبیعی خواهد بود، اما این خستگی با اراده ای که روح از اون برخوردار هست به سکون منجرب نمیشه.
در مقابل اگر روح باشیم و خسته ی جسم، خب بلعکس هستش، روح خسته شده و ساکن، در نتیجه این سکون باعث کم تحرکی جسم هم میشه.
۰۹ خرداد ۹۱ ، ۲۱:۵۶ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
MORTAZA

ای روح!


ای روح!
غمخوار این جسم مباش، که آسودگی آن، تو را به تباهی می کشاند!


ای روح
۲۹ ارديبهشت ۹۱ ، ۲۲:۳۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
MORTAZA