معنا

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نرسیدن» ثبت شده است

رسیدن یا نرسیدن

ای آن کـه می بینـی مــرا!

رسیــدن یــا نرسیــدن برایـم یک معنــا دارد

و آن حاصـل تـوکــل به اوسـت...

که غیر از این خارج از عبـودیـتست و خارج از سعـادت.


رسیدن یا نرسیدن

پی نوشت :

در نگاهـم وصـال، کمـال است.
همین...

و اگـر غیـر از ایـن باشـد، کمــال را به وصــال نمی فروشــم!
هــرگــز!
۱۹ خرداد ۹۱ ، ۲۱:۲۰ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
MORTAZA

نرسیدن


با خود عهد کرده ام که در این صراط حق، تسلیم اراده ی غیر او نشوم.

نرسیدن را هنوز در ذهن خود راه نداده ام!
اما چه می شود کرد؟
باید تسلیم اراده اش بود، و غیر از این باطل است.

به خود قول می دهم که کاسه ی «چه کنم» دست نخواهم گرفت!، زیرا که چراغ امیدم از لا به لای شکاف پریشانی خاطر، همواره سوسو می زند، و چندباره تسلی می بخشد این دل را.
۲۴ ارديبهشت ۹۱ ، ۰۷:۵۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
MORTAZA