معنا

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رعشه» ثبت شده است

شهادت است


ناله مزن!
رعشه مکن!
نعره مزن!
مویه مکن!
که این دگر تکلیف توست.
لبخند بزن!
ساکن مباش.
که این دگر سعادت است.
قدر بدان.
شکر بگو.
که این دگر لیاقت است.
شهامت است، شهادت است...!


طرح نوشت : زیباترین نقشی که این چشم را یارای دیدن بود!
۳۰ ارديبهشت ۹۱ ، ۱۳:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

خیر الواسعه


خیر الواسعه

طرح نوشت : « از خویشتن خویش گذر باید کرد »


باید گذر کرد زاین دیار...، تا در پس این گذر، رسیدنی باشد.
رسیدنی بس سخت و بس طاقت فرسا، که تنها توشه ی سفرت درد است.
باید اهل درد شوی، و چه دردی!؟ دردی وصف ناشدنی...، که این قلم را به رعشه وامی دارد.
و تنها استقامت است، استقامت... « فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ »
و جز آن هلاکت است، هلاکت...
رسیدنی که در پس آن خیری نهفته است، خیر الواسعه.

۲۹ ارديبهشت ۹۱ ، ۱۸:۲۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف