معنا

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۱ ثبت شده است

از فراوانی ندیدنی ها، دیدنی ها ز قلم افتد

آه که از فـراوانـی ندیدنــی ها، دیدنــی ها ز قلــم افتد...

از فراوانی ندیدنی ها، دیدنی ها ز قلم افتد

روایت نوشت :

صدای اذان به گوش می رسید، داخل دانشکده بودم، از محوطه ی دانشگاه رد می شدم تا به نمازخونه برسم، به یک باره متوجه شدم یکی از دوستان از پشت هی صدام می زنه و داره میاد به سمتم!
بهم گفت : آخه تو چطور منو نمی بینی؟!
بهش گفتم : از بس ندیدنی زیاد شده، دیدنی ها هم دیگه دیده نمیشه.


غم نوشت :

از بس بی رغبتم به آن هایی که درخور دیدن نیستند، که دگر دیدنی ها را نیز، ز قلم انداخته ام.
۱۸ مهر ۹۱ ، ۲۲:۲۳ ۱۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف

غلتیدن در خون خود و اوج عبودیت

  • چـه شایسته است، کـه اوج عبودیتت را با غلتیـدن در خـــون خـــود متجلـی نمـایی...
  • آری زیباسـت شهـادتـــــ

شهید حق وردیان


طرح نوشت : زیباترین نقشی که این چشم را یارای دیدن بود!

  • توضیح نوشت : تصویر بالا متعلق به شهید داود حق وردیان می باشد. +
۰۵ مهر ۹۱ ، ۱۷:۰۶ ۱۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مرتضی مهرورز یوسف